تبليغاتX
دنیای ممد و محمد
دنیای ممد و محمد
                                                              
 

هنوز در سفر گم شدن دياري هست

براي گوشه گرفتن كنار ياري هست

همه هواییِ كوهم مرا چه مي بنديد

سزاي صحبت ديوانگان دياري هست

سياه شد نفس خانه از دم تكرار

براي تازه شدن طرف جويباري هست

به پيش چشم تو با خويش مي توان گفتن

ملول كوچه آيينه ها غباري هست

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط محمد
یک سالگی وبلاگ

خیلی خوشحالم که یکسال وبلاگ نوشتم و باز خیلی خوشحالترم از اینکه وبلاگم در حد خودش این سال عمرم رو بمراتب پربارتر از سال های قبلم کرد.
ببخشید اگر به موقع نمی نویسم. حقیقتش این روزها نوشتن وبلاگ برام عجیب سخت شده، شاید به این خاطره که خیلی وسواس دارم و مته به خشخاش گذاشتم اما بهرحال ترجیح می دم اینجور وقتها و در این حال و احوال خراب اصلا ننویسم تا بخوام الکی و سطحی و مزخرف و نمایشی بنویسم.
چند تا نکته به مناسبت یک سالگی این دنیای کوچک ممد و محمد

 1. چرا ممد و محمد ؟
اول دوست دارم از شروع وبلاگ و شناختم از این پدیده بنویسم.
بخاطر شغل پدرم کامپیوتر خیلی زود در زندگی ما وارد شد. اولین وبلاگها که مال حسین درخشان و دیگران هست تاریخ شروع وبلاگ نویسی در ایران رو شهریور سال 80 نوشتند. ما هم از همون زمان کامپیوتر داشتیم ولی بیشتر سرمون گرم بود به بازی. مثلا زمانی که من در تب و تاب
NFS و FIFA 98 بودم عده ای بودند که وبلاگ می نوشتند یادم نمی ره سال 81 بود که صحبت از مودم و اینترنت شد و یکی از دوستان پدرم که از دوستان خیلی صمیمی خودم هم هست اونموقع به بابام گفت اگر مودم وصل کنی یکدفعه مثل تبلیغات بازرگانی تلویزیون در کامپیوتر عکسهای نامتعارف پخش میشه. خب اونوقت در خانواده ها از اینترنت شناخت روشنی نبود و هنوز بعنوان یک وسیله سالم و مفید شناخته نمی شد. اینطور بود که آشنایی و ورود من به اینترنت عملا تا سال 84 عقب افتاد.

تا قبل از اینکه خودم وبلاگ داشته باشم هیچ شناخت روشنی از وبلاگ نویسی نداشتم. فقط وبلاگ وبنوشت که پای من رو به اینترنت باز کرد رو دنبال می کردم و همچنین وبلاگ دوستم علی ابطحی. یکروز وقتی دیدم علی کامنتهاش رو چک میکنه خوشم اومد و نقطه شروع وبلاگ نویسی برای من همونجا بود.
طبیعتا چون اولین و تنهاترین نوشته وبلاگی که دیده بودم وبنوشت بود وقتی خودم هم شروع کردم نوع نوشتنم تحث تاثیر نوع نگارش آقای ابطحی بود. بعدها که وبلاگ های دیگری رو هم دیدم فهمیدم که دنیای وبلاگ نویسی خیلی قانون و عرف خاصی نداره و هرکسی هرجور حال می کنه می نویسه. البته زیاد خوشم نمیاد و عقیده ای به قانون و روش برای وبلاگ نویسی ندارم ولی برام جالب بود که هرکسی که سابقه ای و خواننده ای در این وبلاگستان دارد برای خودش و طبق مبنای خودش یک قانون و قاعده درست کرده بنام روشهای وبلاگ نویسی که طبیعتا راهی یه که خودش طی کرده و فکر می کنه بقیه رو هم باید طبق قواعد خودش نصیحت کنه تا به مقصدی که باز خودش فکر می کنه رسیده و موفق بوده، دیگران هم برسند. غرض اینکه میخوام بگم وبلاگ پدیده جدیدیه و هنوز اصول و قواعد خاصی نیست که بشه مستقلا اون رو مورد بررسی قرار داد. درسته که وبلاگ هرکس مطابق شخصیت و افکار اون فرد شکل میگیره ولی شاید بشه مثل فیلمنامه نویسی که قواعد خاصی داره برای وبلاگ نویسی هم روشهایی که جنبه عمومی داشته باشند، بوجود بیاد. مثلا بنظرم یک آفت نبودن اصول و قواعد مشخص و کلاسیک برای وبلاگ نویسی اینه که خیلی مسائل جدی و مهم در مورد عقاید فردی یا خیلی چیزهای مهم دیگر رو اگر فرد وبلاگ نویس بخواد در وبلاگ بنویسه در 99 درصد موارد تندی تایپ می کنه و در بهترین حالت با یکی دوبار خوندن میزاره روی وبلاگ. مثلا همین نوشته رو اگر من بخوام بصورت مکتوب بنویسم و منتشر کنم حداقل چند روز روش دقت می کنم ولی برای گذاشتنش روی وبلاگ حداکثر دو بار می خونم و پست می کنم. در حالیکه وبلاگ هم مثل کتاب نمایشگر عقاید و شخصیت من هست. مخصوصا برای آینده و با توجه به مستعار نبودن.

این اخلاق نامه وبلاگی بهترین نوشته ایه که من در زمینه "مرام وبلاگ نویسی" پیدا کردم و فکر می کنم تا حدودی عمومیه و هر کسی که وبلاگ می نویسه بد نیست نگاهی بش بندازه.
وقتی تصمیم گرفتم وبلاگ داشته باشم در ابتدا فقط و فقط برای این بود که عکسهایی که می گرفتم رو به بقیه هم نشون بدم. حداکثر چند جمله در رابطه با حال و هوای اون عکس بنویسم. (البته همین کار رو هم وقتی رفتم وردپرس شروع می کنم) ولی در همون ابتدا هاردم خراب شد و نمی تونستم از عکس ها استفاده کنم و این شد که فقط برای چند پست شروع کردم به نوشتن و این چند پست موقت دیگه ادامه پیدا کرد تا من باز هم به یکی دیگه از کارهایی که در زندگی اصلا فکرش رو هم نمی کردم؛ یعنی "نوشتن" دست بزنم.
اسم وبلاگ رو خیلی اتفاقی و با توجه به مقوله کودک درون انتخاب کردم. البته اینطور اسمها فی البداهه شکل می گیره اما هر وقت هم فکر کردم دیدم اسم خوبیه چون میتونه نمایانگر دو صدا و دو قطب زندگی شخصی من باشه، ممد و محمد.
(ادامه دارد...)

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 1 قبل از ظهر توسط محمد |
تو دل بارون...





1. این
رو دانلود کنید، قشنگه(1MB) شب سوم محرم.محمود کریمی (با آهنگ میم مثل مادر خونده)

2. دوازده بهمن وبلاگ نویسی من یکساله میشه، اگر بتونم
دوست دارم چیز مفصلی بنویسم.

3. عکس:خودم


+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 10 بعد از ظهر توسط محمد |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا