![]()
برنامه آمريكا در خاورميانه نسبت به ايران چيست؟
1- نئوكان ها، جناح نفتي – نظامي آمريكا، با اشغال افغانستان و عراق،گسيل ناوگان عظيم خود به منطقه،ايجاد پايگاه هاي نظامي در تقريبا تمامي كشورهاي اطراف ايران،براي يك دوره طولاني درگيري نظامي به منطقه آمده است.هركس هم رييس جمهور آينده آمريكا باشد،اين روند را ادامه خواهد داد.
حزب حاكم در آمريكا،براي منافع اقتصادي جناح خود و هم براي اجرايي كردن استراتژي حاكميت كل آمريكا،در پي بهانه اي است كه با ايران درگيري نظامي ايجاد كند. در سال 1375 دادگاه ميكونوس بهانه بود و اكنون غني سازي اورانيوم.
2- نوع درگيري نظامي آمريكا با ايران از جنس درگيري در افغانستان و عراق نخواهد بود، بلكه از نوع درگيري در يوگسلاوي خواهد بود، يعني تخريب زير ساخت هاي اقتصادي،صنعتي،نظامي و خدماتي و سپس تحريك مردم و در نهايت انقلاب مخملي!
آمريكا در مرحله تحريك مردم وانقلاب مخملي موفق نخواهد شد؛ولي ممكن است در مرحله تخريب زير ساخت ها آسيب برساند. ايران هم مي تواند به منافع آمريكا در منطقه آسيب وارد كند و حتي جريان نفت را براي مدتي متوقف سازد،اما اين امر نمي تواند ادامه داشته باشد.
3- برتري نظامي،نوع حملات،شرايط منطقه و كشورهاي همسايه ايران، امكان تخريب را براي هر دو طرف ممكن مي سازد، با اين تفاوت كه ما در خانه مان مي جنگيم و آمريكا هزاران كليومتر دور از خانه اش.
رزمنده هاي ويتكنگ در دهه 1960 و 1970 عرصه را بر آمريكا تنگ ساختند و او را درسال 1975 مجبور به فرار كردند، ولي آمريكا پشت سر خود سرزميني سوخته باقي گذاشت كه هنوز ويتنامي ها در آن به آرامش نرسيده اند.
ويتنامي ها تا دهها سال ديگر هم موفق به جبران خسارت جنگ نخواهند شد.هم اكنون عراق 50 سال از توسعه اجتماعي – اقتصادي خود عقب است.نتيجه اينكه درگيري نظامي براي ايران سم مهلك است.
4- آمريكا با تاييد يا بدون تاييد شوراي امنيت و حتي كنگره آمريكا و متحدانش، در صورت ادامه غني سازي از سوي ايران مصمم به ايجاد درگيري است.اين يك بلوف سياسي نيست، اين وضعيت را مجموعه شرايط جامعه امريكا، شرايط منطقه و موقعيت جهان به او ديكته مي كند.نبايد فريب بعضي تحليلگران غربي را خورد، زيرا بخشي از اين تحليل ها در چارچوب تاكتيك آلودگي اطلاعاتي(Information Pollution)،انتشار مي يابد.
5- ايران با توجه به تحولات 40 سال جامع خود، در رابطه با تخريب زير ساخت هاي اقتصادي،نظامي و صنعتي و خدماتي خود به شدت آسيب پذير شده است،به مراتب آسيب پذير تر از ويتنام. رشد جمعيت شهر نشين، تمركز مراكز نفتي و اقتصادي وابسته به آن در جنوب و عدم رعايت پدافند غير عامل در ساخت اين مراكز،حيات ايران را فوق العاده وابسته به اين مراكز كرده است.از اين گذشته، صدها ميليارد از بودجه وثروت اين مملكت در ايجاد اين مراكز هزينه شده تا نسل هاي فعلي و آينده از وجود آنها منتفع شوند. هيچ كس نبايد با اشتباه محاسبه،بلوف سياسي، يا با بلوف خواندن تهديد طرف مقابل، خطر كند و اين امكانات را به باد فنا دهد.
آمريكا علاوه بر آنچه گفته شد،كين ديگري هم به ايران دارد، تحقير آمريكايي ها در ماجراي تسخير لانه جاسوسي 1358،مز تلخ اين تحقير ، حرص انتقام جويي را در آنها زنده نگه داشته است.بايد به اين امر هم به عنوان يك انگيزه توجه كرد.خاتمي سعي كرد اين كينه را كاهش دهد كه در شرايط فعلي در كمال تاسف نتايج كوشش هاي او هم بي اثر شده است.
6- اخيرا شوراي روابط خارجي آمريكا ( AFPC ) شروع به تبليغات عليه ايران كرده است تا افكار عمومي آمريكا را براي حمله به ايران، آماده كند.(اين مقاله قبل از ماجراي ملوان ها چاپ شده است).
تاكنون دو تبليغ 30 ثانيه اي، در شبكه هاي تلوزيوني CNN \ Fox News\ Head Lines News \ Msnbc پخش شده است. نمونه هايي از اين تبليغات عبارتند از: " ساعت اتمي تيك تاك مي كند...و زمان مي گذرد " " ايران بزرگترين دولت حامي تروريسم است و از حملات كساني حمايت مي كند كه صدها آمريكايي را كشته اند " " يك گروه 25000 نفري ايراني براي بمب گذاري هاي انتحاري در اروپا و آمريكا،آماده مي شوند." " ايران در مخالفت با سازمان ملل متحد توانايي خطرناك اتمي خود را توسعه مي دهد و تهديد كرده است كه با ديگران سهيم خواهد شد " " براي صلح بپاخيزيد. به كاخ سفيد تلفن كنيد و بخواهيد كه تحريم عليه ايران را تشديد كنند ".
" رييس جمهور ايران هلوكاست را انكار مي كند "." اومي خواهد اسراييل را از نقشه پاك كند ".
***
7- حال سئوال اينجاست كه آيا غني سازي خط قرمز است يا حفظ نظام؟
آيا غني سازي خط قرمز است يا راه اندازي جنگ شيعه و سني و درگيري در منطقه براي يك دوره نامعلوم؟
آيا غني سازي خط قرمز است يا حفظ تماميت ارضي مملكت و كداميك را بايد فداي ديگري كرد؟
اين ها سئوالاتي هستند كه در احتجاجات طرفداران غني سازي، غايبند.
به فرض كه با غني سازي اورانيوم و تامين سوخت راكتورهاي توليد كننده برق، ايران هم به تكنولوزي هاي جديد دست پيدا كند و به لحاظ اقتصادي نيز منتفع شود و اصلا ايجاد 20 هزار مگاوات برق اتمي براي ايران اقتصادي باشد، آيا حفظ نظام، حفظ يكپارچگي مملكت، جلوگيري از تضاد شيعه – سني و حفظ آرامش مملكت ارجح نيست؟
از مقاله:استراتژي جديد بوش،ادامه استراتژي گذشته / دكتر محمد حسين رفيعي
ماهنامه آيين / شماره ششم
اين روزها كه در وب چرخ مي زنم،بعضي لينكها كه به فليكر مي خورد،خيلي دلم مي سوزد.
فليكر براي كسي كه دوربين دارد و مي خواهد عكسهايش را براي ديگران به نمايش بگذارد، يك ابزار كامل و
بي نقص است.
شايد 3 سال قبل، وقتي تازه فليكر معروف شده بود، در آن عضو شدم، ولي خيلي زود فيلتر شد و چون اصل وجودي فيلكر بر دعوت ديگران به ديدن عكسها استوار است و عموم هم فيلتر شكن ندارند،لذا ديگر از آن
استفاده نكردم.
فيلكر يك آلبوم اينترنتي كامل بود. حيف كه فيلتر شده...
اصلا درست نيست مديري كه شايد يك بار هم دوربين ديجيتال دستش نگرفته تا بفهمد عكس ديجيتال هم مثل عكس معمولي به آلبوم نياز دارد، با يك تصميم كيلويي اين همه آدم را از چنين امكان پرسود و فايده اي محروم
مي كند.
در فيلكر بخاطر شناسايي و موضوع بندي تصاوير، براي هر عكس يك كلمه بعنوان برچسب توسط خود كاربر در نظر گرفته مي شد.خارجيان هم مثل ما نيستند كه كارشان بي حساب و كتاب باشد،اگر عكس " اونطوري " داشته باشند، نود درصد برچسب هايش معلوم و مشخص است. افرادي هم كه در اين سايت ها دنبال اون مسائل هستند اول كاري كه مي كنند،سرچ در قسمت جستجوي سايت است. مسئولان مي توانستند بجاي بستن كل سايت، برچسب هاي " اونطوري " را فيلتر كنند، عينا مثل گوگل،در گوگل سرچ كلمات فيلتر است، نه كل گوگل...
مدتها بود كه فيلكر را فراموش كرده بودم.حتي اخيرا هم كه با فيلتر شكن سايت را باز مي كنم، بخاطر اين مدتي كه سرنزده ام اصلا يوزرم را قبول نمي كند.
بعد يادم افتاد كه سايت يك آدرس شخصي هم به كاربرانش مي داد براي نمايش عكسها، زدم و ديدم بله ... هنوز از اون زمونا چندتا عكس باقي مونده كه بشود ديگران رو به ديدنش دعوت كرد (پراکسی می خواد)...
حالا درسته كه نمي توانم وارد يوزرم بشم و عكسهاي جديد آپ كنم، ولي همين قبلي ها هم بدك نيست،مخصوصا كه چندتا عكس از سفر كلاردشت دوسال قبلمون هست كه جالبه؛ دوباره بعد از مدتها ...
پ.ن: عجب آرمي داشتم ...
بالاخره پس از نزديك به پنج ماه،هارد كامپيوترم ام درست شد.
خدا نصيب گرگ بيابان نكند،آخر هم نفهميديم ويروس بود،بدسكتور بود،چي بود...؟؟؟
مثلا يك فولدر "30 گيگابايتي" داشتم پر از فيلم سينمايي، يكروز صبح كه بلند مي شدم و سيستم را روشن
مي كردم مي ديدم كه تبديل شده به يك فايل "32 كليو بايتي" ناشناخته !!!
گويي از اول 32 كليو بايت بيشتر نبوده،انگار نه انگار صدها مگ ديتا اينجا بوده...، نه باز مي شد و نه خبري از اطلاعاتم بود،مثل موريانه هارد را مي جويد.
خدا رو شكر در فرصتي كه اين اژدهاي موريانه صفت،مشغول جويدن اطلاعات قابل بازگشتم مثل فيلم و برنامه بود،عكسهايم را رايت كردم.البته اضافه كنيد به مشكلات قبلي،رايت كردن و باصطلاح بك آپ گرفتن با رايتري به نام سوزوكي كه اصولا هيچ حساب وكتابي ندارد و ممكن است دي وي دي را امروز بخواند و فردا نشناسد. تازه اگر از اول اطلاعات را خراب رايت نكند.الان يك دي وي دي ام را كه مجموعه عكسهاي طبيعت بود، نمي شناسد.
بهر حال از همه طرف مي بارد و من مانده ام كه چطور اين ويروس هاي عجيب غريب،در كامپيوتر من،كه حتي مودم هم ندارد، پيدا مي شوند!!؟روزگار بدي شده است.
اما بالاخره با لطف و زحمت فراوان حمیدرضا فریورگل و سيد احمد رضا ميرنصيري دوست داشتني،هاردمان راه افتاده و فعلا كار مي كند.باتشكر خيلي زياد از هر دو دوست عزيزم كه در حل مشكلم كمك كردند.
***
![]()
من معمولا به جاي بازي هاي كامپيوتري ترجيح مي دهم در اوقات بيكاري،عكسهايم را به همراه يك موسيقي ملايم مرور كنم.مدتي بود كه بخاطر همين مشكل مذكور،از عكسهايم دور بودم و دلم براي ديدنشان تنگ شده بود،الان كه دوباره مي بينمشان، حالت عجيبي را تجربه مي كنم.
يك احساس غريب...
يك حس تعلق عاطفي به آنها دارم،اگر مقداري اغراق را محل ايراد ندانيد،مثل اينكه به فرزندانم نگاه مي كنم، شايد مثل يك قورباغه،چون ظاهرا يكي از حيواناتي كه اين همه بچه دارد، قورباغه است.
نمي دانم قورباغه دقيقا چقدر بچه دارد و آيا به اندازه تعداد عكسهاي من هستند يا نه؟
و همچنين نمي دانم آيا قورباغه هم همه بچه هايش را همين قدري كه من "30000" عكسم را دوست دارم، دوست دارد يا نه؟شايد هم بالعكس...
بهر حال اين نوع فرصت هاي تجربه كردن آنچه تجربه نشده،خيلي در زندگي جالب و بديع هستند،چون مثلا انسان مي تواند براي لحظاتي احساس يك قورباغه را كمي لمس كند...احساس جالبي است.
البته تشبيه عكس به فرزند هم زياد بعدي ندارد،چون بالاخره هر فريم عكس براي لحظاتي تمام وجود من را به خود معطوف كرده، يك لحظه من يك انگشت سبابه مشتاق و هيجان زده شده ام و شاتر را با تمام آنچه هستم،فشرده ام...
عكاسي براي من يك ارضاكننده است، يك چيز كه در زندگي طبع بلندم را با كمترين زحمت ارضا مي كند.
عكاس با سابقه اي نيستم و متاسفانه از قواعد كلاسيك آن، در حد عالي سررشته ندارم و حتي شايد اطلاق نام عكاس با توجه به قواعد حرفه اي، برايم نادرست باشد.
ولي يك مساله را مي دانم، و آن اينكه اگر عكس مي گيرم با عشق و با يك دنيا اشتياق وصف نشدني اين كار را انجام مي دهم و همين برايم كافي است.
تماشاي نتيجه چند سال دوربين بدستي برايم لذت بخش است،خيلي...
اخيرا با بلاگ رولينگ آشنا شدم و دوست دارم شما را، اگر آشنا نيستيد، با آن آشنا كنم.
بطور "كلي" بلاگ رولينگ سايتي است براي مديريت لينك هاي يك وبلاگ با انواع امكانات مختلف و پيچيده و احيانا پولي و "اجمالا" كارش اين ست كه به ما نشان دهد كدام يك از وبلاگ هاي دوستانمان آپديت شده است و بدينوسيله ما بدون اينكه وقتمان را براي جستجو در وبلاگ دوستان صرف كنيم در اولين ساعات از آپ شدنشان خبردار مي شويم.
بشرطي كه آن دوست مورد نظر وبلاگش را "پينگ" كند كه البته تقريبا هيچ كدام از دوستاني كه با آنها تبادل لينك كرده ام پينگ نكرده اند.
براي اينكه از آپ شدن وبلاگ دوستان مطلع شويد بايد در سايت عضو شويد،ولي براي پينگ كردن نيازي به عضويت نيست و با يكبار مراجعه به سايت بلاگ رولينگ و در قسمت پینگ فرام،آدرس وبلاگتان را وارد کرده و باصطلاح پینگ کنید.بدنوسيله براي هميشه ديگران را از بروز شدنتان مطلع می كنيد و از كامنت گذاشتن براي خبر آپ شدنتان راحت می شويد.
براي عضو شدن هم راهنماهاي زيادي هست كه با يك سرچ ساده بدست مي آيد،بعنوان نمونه این هست.(یک قسمتهایی از این آموزش و آموزش بعدی کاملا غیر ضروریه ...)
اجمالا هم اينطوري است:
در سایت بلاگ رولینگ يك اكانت مي سازيد و ايميلتان را بعنوان يوزر وارد مي كنيد.من با جي ميل زودتر نتيجه گرفتم،با ياهو هم راه مي افتد ولي ممكن است طول بكشد،ضمنا هم اينكه من ايميل فعال سازي سايت را در بالك ياهو ام دريافت كردم و ممكن است در اينباكس ياهو پيدايش نكنيد.
بعد هم يك نيو رول درست كرده و آدرس وبلاگتون رو وارد مي كنيد و تمام لينك هاي مورد نظرتان را وارد مي كنيد.در اينجا سه نكته هست،اول اينكه حتما موقع تايپ اسم لينك، وضعيت فونت سيستم بايد روي ((UTF-8 باشد.
دوم اينكه در همان منويي كه لينك را وارد مي كنيد يك گزينه براي علامت زدن وجود دارد،حتما آن را علامت بزنيد تا لينك در صفحه جديد باز بشود.من نمي دونستم و به همين خاطر الان بعضي از لينك هايي كه بدون تيك زدن اين گزينه وارد كردم در صفحه جديد باز نمي شود.
سوم اينكه شما مي توانيد دوتا بلاگ رول بسازيد و بدينوسيله دودسته لينك،مثلا يك دسته براي سايتهاي مورد علاقه تان داشته باشيد.
بعد از وارد كردن همه لينك ها به HOME اكاننتون برگشته و گزينه GET CODE را مي زنيد.
اولين كد كه مربوط به جاوا اسكريپ است را كپي مي كنيد.
از اينجا به بعد كمي دقت مي خواد،بايد به قسمت ويرايش قالب برويد و كد را جايي كه كد الان لينك هايتان وجود دارد و بجاي آن وارد كنيد.بايد كد فعلي لينك هايتان را پاك كنيد.
من خودم ابتدا تمام كدهاي وبلاگم را در يك ورد پد ذخيره كردم تا در اين مرحله اگر اشتباهي كردم كدهاي اصلي را داشته باشم.
كد وارد كردن فقط يكبار است و از آن به بعد شما اگر لينكي را بخواهيد اضافه كنيد از اكانتتون در سايت بلاگ رولينگ استفاده مي كنيد و نيازي به استفاده از بلاگفا يا كپي كردن كد،مثل مراحل قبل، نيست.
براي تنظيمات بايددر قسمت Properties چند كار را انجام دهيد كه در همان آموزشي كه لينكش را گذاشتم بخوبي توضيح داده شده،فقط واجبش اين هست كه در قسمت Recently Updated، بيست چهار ساعت را انتخاب كنيد.اين يعني وقتي وبلاگي آپ شد تا 24ساعت بعد در كنار لينكش در بلاگ شما علامت گذاري شود،اگر هر روز به وب سر مي زنيد وگرنه بميزان لازم...
بعد هم يك ستاره(*) در قسمت دوم همين گزينه وارد كنيد بعنوان علامت.البته كدهاي ديگري هم وجود دارند كه من فعلا اطلاعي ندارم،مثلا رنگي شدن يا پرانتز.
ديگه نكته مهمي نيست .
دوستان عزيز حتما سعي كنيد از بلاگ رولينگ استفاده كنيد،با اين كار هم در وقت خودتان و هم در وقت ديگران صرفه جويي خيلي زيادي مي شود و از طرفي لذت زود خبردار شدن و راحت خبردار شدن از آپ دوستان هم خيلي جالب است.
فعلا با اجازه...
پ.ن: یک آموزش دیگر
پ.ن ۲: چند عکس...
گذاشتن کد بلاگ رول در کدهای وبلاگ، البته هر قالبی شاید فرق کنه ولی از عنوان های فارسی می شه راحت جاشو پیدا کرد.ببینید مال من رو...
و عکس بعدی مربوط به تنظیم ترتب لینکهاست که مثل عکس گزینه را بزنید تا به ترتیب آپ شدن وب ها را مرتب کند.
و در نهایت امر باید هر دفعه که آپ شد وبلاگ پینگ کنید که این کار از منوی پینگ فرام و با وارد کردن عنوان بلاگ و آدرسش در همان باکس اولی انجام می شود، برای راحتی هرچه بیشتر فرم پینگ بلاگ رولینگ را در لیست لینکدونی گذاشته ام که هرکسی می تواند در لیست خودش هم بگذارد تا سریعتر پینگ کند.
ديشب جواهري در قصر واقعا آخر غم و ظلم و ناله و فغان بود...
مرده شور بانو چوئي رو ببرن.چه كرد با اين بانو هن بيچاره...نزدیک بود بزنم زیر گریه...
اين جاه طلبي و حسادت،انسان رو به كجا كه نمي برد...؟!!
اين همه ظلم ؟!! اين همه بي رحمي؟؟!!
مرگ بر بانو چوئي ...مرگ بر اون يارو رئيسش...مرگ بر هرچي ظلم و ظالمه،در هر زماني...مرگ بر همه ديكتاتورها كه اينچنين براي بقاي خودشون ديگران رو مي سوزونند...مرگ بر همه بازجوهاي شكنجه گر...مرگ بر همشون.
درود بر بانو هن، درود بر همه مظلومان تاريخ و بر همه كساني كه در هر زماني معصومانه به آتش قدرت ظالمان سوخته و مي سوزند.درود...
پ.ن: عکس از وبلاگ جواهری در قصر
چند روز قبل در وبلاگ "سيد علي ابطحي" نوه "آيت الله سيد حسن ابطحي" كامنتي در ذيل يكي از مطالب نوشته شده بود كه براي من قابل دقت و توجه بود.به اين شرح:
"سلام عليکم . من يکي از شاگردان حاج آقا ابطحي هستم اینجانب به اميد اينکه جرعه اي از معنويت ايشان بوسيله مطالبي که شما در محضرشان استفاده ميکنيد را بنوشم وارد وبلاگ شما شدم ولي متاسفانه جز حرفهاي لغو و بي فايده در آن نيافتم.هر کسي که مختصر معرفتي به آن بزرگوار داشته باشد آرزو دارد لحظه اي جاي شما باشد ولي از مطالب شما چنين برداشت ميشود که نه تنها قدر نعمت را نمي دانيد بلکه آبرو و شخصیت یک ولی خدا را خدشه دار میکنید.
دوستانه عرض میکنم : شما باید زینت برای پدربزرگتان باشید نه اینکه به راحتی قضا شدن نماز صبحتان و مسائل دیگر را مطرح کنید و متاسف نباشید.اگر هم خیلی دوست دارید زیاد حرف بزنید با یک نام مستعار وبلاگ بزنید نه اینکه اسم ابطحی را با خود یدک بکشید و حرفهایی بزنید که قطعا ً امام زمان وخدا تعالی را ضی به آن نیستند."
نمي توان تمام اين حرف و در واقع اين تفكر را مطلقا غلط يا درست دانست.اينكه فرزند بايد براي والدينش زينت باشد و در رفتارش مراعات آبروي آنها را بكند كاملا درست و منطقي است.
ولي اينكه بخاطر ذهنيت غلط ديگران در تقدس بخشيدن و منزه دانستن يك خانواده از هرگونه مشكل و معضل،من يا علي يا هر كس ديگري،مجبور باشيم كسي غير از خودمان باشيم قطعا درست نيست.
اين ذهنيت كه اگر كسي را مطابق تصورات خود نمي بينيم،بگوييم فاميلت را عوض كن و با نام مستعار بنويس،خيلي حرف زشتي است.
اصولا وبلاگ جاي فيلم بازي كردن بخاطر رضايت ديگران نيست.وبلاگ شخصي جايي است كه در آن راحت از هرچه دوست داريم با ديگران در ميان بگذاريم،بنويسيم.
اگر قرار باشد من عين پدرم باشم كه من نيستم.
اگر بعضي ذهنيت هاي كمي تا قسمتي نادرست اصلاح بشود،اين مسئله هم حل خواهد شد.
اطلاع بيشتر:
يك نفر مي ميرد و به آن دنيا مي رود.چون گنه كار بوده مي خواهند او را به جهنم بيندازند.اما به خاطر سبك بودن گناهان به او ارفاق مي كنند و مي گويند اين جا دو جور جهنم وجود دارد:جهنم خارجي و جهنم ايراني. و او اجازه دارد از اين دوتا يكي را انتخاب كند.
طرف مي پرسد:
- فرقشان چيست؟
مي گويند:
- فرقشان اين است كه در جهنم ايراني هر روز قير داغ را با قيف در حلق گنه كاران مي ريزند،اما در جهنم خارجي،هفته اي دو روز اين برنامه را اجرا مي كنند.
طرف قدري فكر مي كند و مي گويد:
- جهنم خارجي بهتر است،چون هم عذابش كمتر است و هم جاذبه هاي توريستي بيشتري دارد.
خلاصه اين آدم گنه كار ،به انتخاب خودش مي رود به جهنم خارجي.همان روز اول كه قير داغ را با قيف توي حلقش مي ريزند،فريادش به آسمان هفتم مي رود و با خودش مي گويد ببين آنهايي كه توي جهنم ايراني هستند،چي مي كشند.
شخص ياد شده،يك روز گذارش مي افتد به جهنم ايراني و مي بيند همه در آن جا شاد و شنگولند و
مي زنند و مي خوانند.از يكي مي پرسد:
- اين جا كه عذابش بيشتر است چرا همه خوشحال وخندانند؟
طرف بشكن زنان و سوت زنان،جواب مي دهد:
- خودت را منتقل كن به اينجا،خيلي خوش مي گذرد.
- آخر چه جوري؟
- اين جا يك روز قير هست، قيف نيست. يك روز قيف هست،قير نيست.يك روز هر دوتاش هست،مسئولش نيست.يك روز هم هر سه تاش هست، مي خورد به تعطيلي. خلاصه شش ماه به شش ماه هم به آدم نوبت نمي رسد.
تفريحات سالم،عمران صلاحي.
علي چند وقت قبل دعوت كرده بود براي نوشتن آرزوها و آرزو بازي.از پنج نفري كه دعوت كرده بود تا الان فقط من نوشتم. معذرت علي جون، يكم دير شد... مي خواستم بنويسم ولي حسش نبود.
واما پنج تا از آرزوهاي من براي سال 1386
1- آرزو مي كنم مردم در سال جديد كمي بيشتر به امام زمانشان توجه كنند.ايكاش مردم بدون نياز به هل دادن، خودشان به اين حد از رشد فكري مي رسيدند و درك مي كردند كه تا معصوم حكومت نكند چيزي درست نخواهد شد.
2- آرزو مي كنم مشكلاتي كه از پارسال برايمان درست شده، امسال هرچه زودتر و به بهترين شكل ممكن تمام بشود .
3- هشت سالم كه بود آرزو مي كردم يك تويوتا كريسيدا داشته باشم وهميشه بروم سفر. آرزوهاي زياد ديگري هم داشتم كه بابام مي گفت اينها آرزوهاي "پستونكي" است، چون زماني بزرگ مي شوي ومي بيني كه اگر بخواهي به دوست داشتن جدي آنها ادامه بدهي مثل آن است كه يك آدم گنده در خيابان پستونك به دهان راه بيفتد.
الان كه بيست و يك سالم شده، هنوز جداً دوست دارم كه يك ماشين سفري خوب، مثلا کوراندو داشته باشم وبراي مدتهاي طولاني بروم سفر دور ايران و دور دنيا، تنهاي تنها...دوست دارم يك شب روي سقف ماشين، زير آسمان دشت لار، كنار دماوند بخوابم و ...(این رشته سر دراز دارد)
4- دوست دارم يك دختر كوچولو داشته باشم كه هيچ وقت بزرگ نشود، تا زندگي ام را به پايش بريزم.
5- دوباره حاج آقا را ببينم.
5 مورد از چيزهاي كه ازشان مي ترسم:
1- از اشتباه خودم مي ترسم.
2- از اينكه كسي در موردم بد فكر كند يا از من كدورت داشته باشد هم مي ترسم مخصوصا كه دليلش را ندانم.
3- از سفرهاي احمدي نژاد به ده كوره هاي ايران مي ترسم، چون با اين سطح فكر ملت براي سالها انتخابات، حسابي راي جمع مي كند.
4- از پشت حيوانات سم دار ايستادن مي ترسم چون يكبار وقتي يك اسب را داشتم نازمي كردم چرخيد و با سمش محكم لگد زد.خدا رحم كرد كه هدف گيري خوبي نداشت وخورد به آرنج دستم.
5- از اينكه روزي برسد كه خدا اين قدر مهربان نباشد خيلي مي ترسم.
دعوت از بچه ها و دوستان ...
رضا ..... امیر ..... مهندس چمنی ..... عرفان ..... وحیدمصطفوی
شب و روزتون خوش.